
قطعه ی پیشنهادی: silence
...
به احترام نبودنم سکوت کنید
تنها به فاصله ی نبودن برگ
بر شاخه ای که به جرم فصل
افتاده است.
من از عمق ندانم آمده ام
از جایی که خدا به نشان خودکشی
نهنگ ها را قاصد کرده است.
کاشکی نهنگ بودم
بزرگ و عمیق
در عمق ندانم به کجایم
با سکوتی از جنس مردن.
سکوت
سکوت
می ترسم از سکوت.
می ترسم که شعرم ناتمام بماند و
نهنگ نشوم.
نهنگ که می شوی
فرقی برایت نمی کند
دریا
آرام باشد
یا بادزده.
عمیق که باشی
از آرامش آب
از آب
می زنی.
در روز آفتابی بعد
در سطر اول روزنامه های شهر
با خطی از جنس آب و آفتاب
تیتر می زنند:
"نهنگ ها خودکشی کردند."
…
آبان 86
November 2007





