تبليغاتX
...:[ Ỏrange Poem ]:....Hamed Barei's Offical Weblog

 

 

قطعه ی پیشنهادی: silence

[ For Download ]

 

[  THE WHALES ]

 

...

به احترام نبودنم سکوت کنید

تنها به فاصله ی نبودن برگ

بر شاخه ای که به جرم فصل

افتاده است.

من از عمق ندانم آمده ام

از جایی که خدا به نشان خودکشی

نهنگ ها را قاصد کرده است.

کاشکی نهنگ بودم

بزرگ  و عمیق

در عمق ندانم به کجایم

با سکوتی از جنس مردن.

سکوت

سکوت

می ترسم از سکوت.

می ترسم که شعرم ناتمام بماند و

نهنگ نشوم.

نهنگ که می شوی

فرقی برایت نمی کند

دریا

آرام باشد

یا بادزده.

عمیق که باشی

از آرامش آب

از آب

 می زنی.

در روز آفتابی بعد

در سطر اول روزنامه های شهر

با خطی از جنس آب و آفتاب

تیتر می زنند:

"نهنگ ها خودکشی کردند."

 

 

 

آبان 86

November 2007

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 13:9  توسط   | 

به نام انار

یا

در ستایش عشق

 

 

وقتی سفید رنگ شود

آوازه خوان غریب شهر

تنها برای یک پاپاسی

یا یک لواش بیات

با جرم دوره گردی شهر

تبدیل به یک سنگ می شود

او لنگ می شود

یا منگ می شود

شاید که در انتهای فیلم

یکباره بنگ می شود

بیگ بنگ می شود.

وقتی سفید فاحشه می شود

رنگین کمان به جرم نبود کمان

با رنگ های ته نشین شده در عمق یک زمان

مکان

قربانی آسمان دود گرفته ی یک شهر می شود.

وقتی سفید سرخ می شود

هر چیز که با سین شروع شود

همرنگ رنگ قاعدگی

یا یک تصادف جان خراش

چیزی شبیه به یک آسمان خراش

پررنگ می شود.

وقتی سفید سیاه می شود

خرس

تنها پاندا می شود

زیبا به باد می رود

همچون حراج حراج حراج شهر

یک جفت کفش بیست تومنی سیندرلا

مفتی مفت به پا می رود.

وقتی که زنم ویار می کند

بر روی شیب خیس کف زمین

چمباتمه می زند و

هوس یک انار می کند.

بیگانه می شوم

بیچاره می شوم.

بر روی پوسته ی کج فهم این زمین

یکباره از فرط ضعف

همرنگ مارای لمیده بر بخت می شوم.

من سخت می شوم

از دست می روم

بی دست می روم

با دست می روم

بر دست میروم.

 

 

 

آبان 86

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 10:26  توسط   | 

دیوید لینچ می گه :

"اگه من خواب نمی دیدم,بعید بود فیلمساز شم"

 

 

 

 

 

عشقه 2

 

...

بکارتم  بر باد رفت.

لبانت را بوسیدم

در خواب.

 

 

مهر 86

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 10:38  توسط   |