تبليغاتX
...:[ Ỏrange Poem ]:....Hamed Barei's Offical Weblog

 

چکاب

...

عجیب دنیای غریبی ست

که قلب ها هم متورم می شوند.

پزشک می گفت:

کاری از دست ما ساخته نیست.

می خواهید او را به وین ببرید

یا در عمق بالتیک غرقش کنید.

حالا چه فرق می کند آقا!

این جا قلب ها نیازمند بیماری نیست.

برای ما که هر روز

صد بار متورم می شویم.

این جا فلس و پولک و پروانه

جز زباله دان تاریخند.

این جا خیال یعنی کشک

تا سوپر مارکت ها با آن کاسبی کنند.

آقا!

حالا چه فرق می کند

؟

 

 

 

مرداد 86 بابل

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 12:47  توسط   | 

 

و تنها آن گاه که همگان مرا انکار کردید,

نزد شما باز خواهم آمد.

به راستی،برادران، آن‌گاه  گم‌گشتگان‌ام

را با چشمی دیگر خواهم جست؛ آن‌گاه

با عشقی دیگر به شما  عشق  خواهم

ورزید.

 

"چنین گفت زرتشت،بخش یکم،فضیلت ایثارگر"

 

 

 نسخه ای برای ورزیدن عشق نه عشق ورزی؟

 

 

در سپید فصل دی

با برف ریزان زمین

من در میان تو

تو درمیان من

یکباره می لمیم .

من با تو می آمیزیم

آرام و مضطرب,

از هرم نفس هات

 شال می بافم

زرد

و از بی قراریم

کلاه می سازی

سرخ,

تنها

برای روزِ نبودَم.

بدنهامان که گُر گرفت

در گیرودارگرم گرممان

فکر می کنیم

"که چرا آّب

 در صددرجه به جوش می آید..."

؟

؟

؟

 

 

دی86-تهران

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 18:25  توسط   |